گفته اند قصه سرنوشت ما در دنیا چنین بود
ما به دنیا آمدیم دنیا به ما نیامد
بگویید پایان این قصه را با هم می نویسیم
با قلمویی رنگی بوم زندگی را نقاشی می کنیم
تصویری از شقایق های عاشق می کشیم
کلبه ای از مهر و محبت می سازیم
بیا با هم باشیم
تا همه بدانند برای ماندن عشق را بهانه کردیم
خاطرم از خاطرت پر از عطر شبوهاست
وجودم از نگاهت پر از خش خش برگهاست
نگاه کن آتشی درونم روشن شده
که با تو لمسش کردم
باور کن من باورهایت را اینگونه باور کردم
