رنگین کمان عاشقی

shabro.tablighat@yahoo.com /asal.shabro@gmail.com

رنگین کمان عاشقی

shabro.tablighat@yahoo.com /asal.shabro@gmail.com

سه تار و گیتار

باز هم صدای سه تار و گیتار می آید

از یک اتاق تاریک و دربسته می آید

به گمانم بازهم عاشقی دلش شکسته

انگار باز هم بغضش در سکوت شب شکسته

آرام آرام که نزدیک شدم صدای گریه سه تار می آمد

داشت با نتی لرزان می گفت بی تو می میرم با من بمان

صدای گیتار درهم پیچید و گفت لحظه رفتن است رفتنی همیشگی

در این لحظه در را گشودم و سه تارم را دیدم

تکیه بر دیوار داده بود

نگاهش خیره به پنجره بود

حق حقم با حق حقش یکی شد

بی اختیار با دستانم تارهایش را نوازش کردم

انگار بغضم با بغضش گره خورده بود

زیر لب گفتم غصه نخور من با توام



ایستگاه شادمانی

آرزویم این است

در این شهر سنگی

صدای نواختن سازی می خواهم

که جان خسته ام را تا ایستگاه شادمانی ببرد

آنقدر بلند باشد

تا نغمه شادی اش گوش ای آدمهای آهنی را کر کند




بوسه باران

دیشب دلم گرفته بود

دیدم باران بوسه زنان بر زمین غلتید

با نوازش دست ماه وجودم لرزید

بغضم شکست

انگار باران احساسم بر گونه ام بارید