رنگین کمان عاشقی

shabro.tablighat@yahoo.com /asal.shabro@gmail.com

رنگین کمان عاشقی

shabro.tablighat@yahoo.com /asal.shabro@gmail.com

رودخانه

ساز مخالف نمی زنم در این رودخانه

صدای آب بر این سنگ ها را دوست دارم

اما قایقم شکسته

می دانم گناهم همینه

بگذار با تکه های قلبم بسازم این قایق را

بگذار بمانم نشکن قلبم را


اسیر

بازهم اسیر شدم انگار

اسیر آدمی در جلد شیر

بازهم طعمه این شیر شدم

باز آهویی شدم که نفس نفس می زند

از ترس دام شکارچی بی رحم

باز هم بره ای شدم با بغضی بی صدا

اسیر چنگال گرگ سیاه دل

من این طناب اسیری را باز کرده بودم

وای خدای من

کجای عاشقی رسم اسیری نوشتند

به گمانم نقطه پایان مرا اینجا نوشتند

همین جا بگیر نفسم را

دیگر طاقتی نیست مرا

مرگ پدر

بغض بیصدام ترکید اون لجظه

که پیکر بی جانت را دیدم پدر

زیر خروارها خاک بود

باران اشک از چشمانم بارید

انگار همه احساسم رقصید بر گونه ام

دیدم خاطراتم دفن می شد با تو

دیدم چشمان مهربانت بسته بود

تکه تکه های قلبم را زیر خاک گذاشتم

تا بدانی تمام شد زندگی من با مرگ تو

به خدا گفتم این جدایی بی رحمی بود

اینکه من باشم و او نباشد

کاش جان مرا می گرفتی بجای او

خدا گفت هنوز نام تو در این لیست نیامده